نظریه‌های انگیزش

نظریه های انگیزش
در این مقاله می خوانیم:

انگیزه یک نیروی روانشناختی درونی است که فرد را فعال می کند تا رفتاری خاص را انجام دهد. نظریه‌های انگیزشی زیادی تحت مفهوم انگیزش وجود دارد.

نظریه‌های انگیزش

نظریه‌های انگیزش به دو دسته تقسیم می‌‎شوند: نظریه‌های محتوایی و نظریه‌های فرآیندی.

  1. نظریه‌های انگیزش محتوایی: تمرکز بر آنچه به افراد انگیزه می‌دهد.
  2. نظریه‌های انگیزش فرآیندی: تمرکز بر اینکه چگونه انگیزه رخ می‌دهد.
  1. نظریه‌های انگیزش محتوایی

نظریه‌های انگیزش محتوایی تلاش می‌کنند تا بفهمند چه چیزی به افراد انگیزه می‌دهد. این نظریه‌ها به عنوان نظریه نیاز نیز شناخته می‌‎شوند که به نیازها و اهداف فردی مربوط می‌‎شوند.

در ادامه نظریه‌های انگیزشی از دیدگاه محتوایی معرفی شده‌اند:

  •  نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو
  •  نظریه دو عاملی هرزبرگ (نظریه انگیزش- بهداشت هرزبرگ)
  •  نظریه نیازهای مک کللند
  •  نظریه ERG آلدرفر

نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو

نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو یک نظریه انگیزشی در روانشناسی است. مازلو نیازهای انسان را به پنج دسته سلسله مراتبی طبقه بندی کرد.

  •  نیازهای فیزیولوژیکی: این نیازهای اساسی برای زندگی انسان در ارتباط با بقا و نگهداری است.

به عنوان مثال: غذا، لباس، سرپناه، هوا و غیره. داشتن شغل در یک سازمان.

  • نیاز ایمنی: هنگامی که نیازهای فیزیولوژیکی برآورده شد. توجه فرد به ایمنی و ثبات معطوف می‌شود.

مثال: امنیت اقتصادی و ایمنی از خطرات فیزیکی مانند جنگ، جنایت و غیره،  امنیت شغلی در سازمان.

  •  نیاز اجتماعی: نیازهایی است که به تعامل با افراد دیگر مربوط می‌شود و ممکن است شامل نیاز به دوست، نیاز به تعلق و عشق ورزیدن و دریافت کردن عشق باشد. مثال: داشتن روابط کاری خوب در چارچوب یک سازمان.
  •  نیاز به احترام: شامل اعتبار، به رسمیت شناخته شدن، پذیرش، تحسین و احترام به خود است. مثال: برای کارهایی که یک فرد می تواند انجام دهد، در چارچوب یک سازمان قدردانی می‌شود.
  • خودشکوفایی:  خودشکوفایی، شناخت خود است. بسیاری از مردم به مرحله‌ای از زندگی خود می‌رسند که در آن به این فکر می‌کنند که در زندگی‌شان چه انتظاری از آنها وجود دارد. این نیاز نهایی در سلسله مراتب نیازهای مزلو است. آنها در این سطح، صدایی را می‌شنوند که به آنها می‌گوید به سرنوشت خود جامه عمل بپوشانید. افراد در این سطح برای پی بردن به معنای زندگی خود با یک پرسش وجودی مواجه می‌‎شوند. مثال: به دست آوردن پتانسیل کامل خود، داشتن اعتماد به نفس، مشتاق بیان عقاید و تمایل به تماس با دیگران برای کمک به آنها، پروژه‌های چالش برانگیز، فرصتی برای نوآوری و خلاقیت در زمینه رفتار سازمان.

نظریه دو عاملی هرزبرگ

(نظریه انگیزش- بهداشت هرزبرگ)

فردریک هرزبرگ یک نظریه دو عاملی یا نظریه انگیزش- بهداشت را پیشنهاد کرد. از نظر هرزبرگ، رضایت و نارضایتی دو بعد مجزا هستند.

  • رضایت از محرک‌ها و نارضایتی متاثر از عامل بهداشت است که تفکر کلیدی مدیران است.
  • این نظریه این طور بیان می کند که عامل بهداشتی (عوامل بروز نارضایتی) باید بهبود یابد و انگیزه‌هایی برای انگیزش کارکنان باید فراهم شود.
  • انگیزش نمی تواند تنها با بهبود بالاترین عامل در محیط کار روی دهد.
  • بنابراین مدیر باید فاکتور بهداشتی را برای زدودن نارضایتی از ذهن کارکنان بهبود بخشد و انگیزه‌هایی برای افزایش رضایت کارکنان فراهم کند.

   2.نظریه‌های انگیزش فرآیندی

نظریه‌های انگیزش فرآیندی تلاش می کنند نشان دهند که انگیزه چگونه ایجاد می‌شود. این نظریه ها به فرآیند انگیزه مرتبط اند.

نظریه‌های انگیزشی از دیدگاه فرآیندی عبارتند از:

  •  نظریه انتظار وروم (Vroom’s Expectancy Theory)
  • نظریه برابری آدام (Adam’s Equity Theory)
  •  نظریه تقویت (Reinforcement Theory)
  • نظریه رویکرد چماق و هویج به انگیزه (Carrot and Stick Approach to Motivation)

منابع:

  1. رابینز، استفن پی. 2010. رفتار سازمانی. دهلی نو: پرنتیس هال.
اشتراک گذاری در شبکه‌های اجتماعی
Twitter
LinkedIn
Email
Telegram
WhatsApp
Skype